محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )
45
بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )
كه زنانى از دختران مردم ، براى آنان فرزندانى از پسران خدا زادند « كه اينان همواره ستمكار بودند » . آنگاه بود كه خدا ديد شرّ آدميان در زمين رو به فزونى نهاده است و از اين كار انسان در زمين اندوهگين شد و دلش آزرد ، از اين روى تصميم گرفت آدميان و چارپايان و جانوران و پرندگان را از روى زمين بردارد و نوح را از اين نابودى مستثنى كرد ، « چرا كه او مردى نيكو كار و در ميان نسل خويش فردى كامل بود و نوح با خدا همراه شد » . بدىهاى مردم هر چه بيشتر و زمين پر از ستم شد و خدا پايان كار بشر را اعلام كرد ، چرا كه به بدى و گمراهى روى آورده بود و از نيت خويش نوح را آگاه كرد و به او فرمان داد تا كشتى بزرگى بسازد كه « درازايش » سيصد ذراع و پهنايش پنجاه ذراع و بلندىاش سى ذراع بود » و آن را از درون و بيرون با قير و قطران اندود كند تا آب در آن راه نيابد و افزون بر زن و فرزندان و همسران فرزندان و خوراك مورد نياز كشتى نشينان ، از هر موجود زندهاى يك جفت ( نر و ماده ) به كشتى در آورد « 1 » . آنگاه خدا در اصحاح بعدى فرمانهاى خويش به نوح را چنين پى مىگيرد كه خود و همراهانش به كشتى در آيند : « و از تمامى چار پايان پاك با خويش هفت جفت نر و ماده و از چار پايان ناپاك يك جفت نر و ماده و از پرندگان آسمان هفت جفت نر و ماده براى بر جاى ماندن نسل بر روى كرهء زمين بر گير » . اين از آن روى بود كه خداوند مقرر داشت كه زمينيان و هر كس و هر چيز كه در آن مىزيستند پس از هفت روز از طريق بارانى كه چهل شبانه روز بر زمين فرو خواهد باريد ، غرق خواهند شد . آنگاه نوح از خداى خويش فرمان گرفت و همراه با خانواده و ياران خويش بر كشتى نشست و افزون بر پرندگان و ديگر جنبندگان زمين ، از جانوران پاك و ناپاك جفتهاى ( نر و ماده ) را با خود همراه آورد . در روز هفتم ماه دوّم سال ششصد از عمر نوح توفان آغاز شد « تمامى چشمههاى جوشان بزرگ شكافتند و طاقهاى آسمان گشوده شد و توفان چهل روز در زمين استمرار يافت » . آبها هر چه افزونتر شدند و آن كشتى از زمين بالا آمد و آب تمامى كوههاى بلند زير آسمانها را فرو پوشاند و آب به بلندى پانزده متر بالا آمد و پيكرهء هر جنبندهء روى زمين از انسان گرفته تا پرندگان و چارپايان و وحوش و تمامى خزندگان نابود شد و تنها نوح و همراهانش كه در
--> ( 1 ) . سفر پيدايش ، 6 : 1 - 22 .